X
تبلیغات
رایتل

سینمای خانگی من

درباره ی فیلم ها و همه ی رویاهای سینمایی

دوشنبه 16 اردیبهشت 1392 ساعت 02:43

[ یکی یکی پله ها را بالا می آیم ... ]

یکی یکی

پله ها را بالا می آیم

اولی

دوستت دارم

دومی

دوستت دارم

سومی دوستت دارم

در را که باز می کنم اما ...

حالا سالهاست

دسته گلی در گلویم گیر کرده است

 

***

 

چند چراغ دیگر باید روشن می کردم تا ببینی ام؟

دیشب را تا صبح پلک روی هم نگذاشته ام

ـ سگ های زیادی این دور و بر پرسه می زنند ـ

حالا

چمباتمه زده ام گوشه ای

آه نه!

زوزه می کشم

هیچ کس

گرگی با دندان های مصنوعی را جدی نمی گیرد

   

مجموعه ی شعر "عاشقانه های یک زنبور کارگر"، سروده ی جلیل صفربیگی