سینمای خانگی من

درباره ی فیلم ها و همه ی رویاهای سینمایی

سینمای خانگی من

درباره ی فیلم ها و همه ی رویاهای سینمایی

Unthinkable

نام فیلم: غیرقابل تصور

بازیگران: ساموئل ال جکسون ـ کری آن ماس ـ مایکل شین و ...

فیلم نامه: پتر وودوارد

کارگردان: گرگور جردن

97 دقیقه؛ محصول آمریکا؛ سال 2010

 

حرکت روی لبه ی بام

 

خلاصه ی داستان: یک تروریست، سه بمب اتم را در سه نقطه ی مختلف آمریکا جاسازی کرده که در مدت زمانی معلوم منفجر خواهند شد. پلیس آمریکا که او را دستگیر کرده، مردی به نام اچ را مأمور می کند تا با روش های ترسناکِ خود، مکان بمب ها را از زیر زبان مرد بیرون بکشد ...

 

یادداشت: این از آن فیلم هایی ست که حتی یک لحظه هم نمی توانید چشم ازش بردارید؛ خشن، دلهره آور و عصبی کننده. بی شک، بار اصلی فیلم روی دوش ساموئل ال جکسون و مایکل شین است. جکسون با آن بازی ترسناک خود، شمایلی هیولاگونه از اچ ارائه می دهد. بازجویی ترسناک که به راحتی هر چه تمام تر، می تواند آدم ها را شکنجه بدهد و بلافاصله لبخندی بامزه به لب بیاورد، انگار نه انگار که اتفاقی افتاده است. مردی که برای خود خانواده ای دارد و عاشق همسر و بچه هایش است. هر چند مثلاً آن صحنه ای که وسط شکنجه، خبر می دهند که همسرش برای دیدنش آمده و بعد آن دو با هم به حیاط می روند و آنجا از طریق لپ تاپ و وب کم با بچه هایشان ارتباط برقرار می کنند تا با هم حرف بزنند، کمی زیاده روی به نظر می رسد اما جکسون، که معمولاً هم از او فیلم خوبی نمی بینم و هنوز هم هنرنمایی اش در "داستان عامه پسند" در ذهنم مانده، به خوبی از پس چهره ی دوگانه ی اچ برآمده. نقشی که می توانست شعاری و گل درشت بشود که خوشبختانه نشده. اچ برای خودش دیدگاهی دارد و برای همان دیدگاه است که تلاش می کند. تصاویر ابتدایی ای که از او و خانواده اش می بینیم، او را مردی آرام تصور می کنیم اما جلوتر که می آییم، ناگهان آدمی مهیب را جلوی خود می یابیم که دوست دارد برای کار و هدفش سنگ تمام بگذارد. قضیه ی مرد تروریست هم همینگونه است. در ابتدا انگار او در قطب منفی ماجرا قرار دارد اما کم کم او هم با آن دیدگاههای سیاسی و شخصی خودش، انگار در قطب مثبت قرار می گیرد. او هم آدمی ست که هدفی را به شدت دنبال می کند. کار سخت مایکل شین این بوده که نقشش می توانسته مورد غضب کسانی که افکار اتعصب آلود را برنمی تابند، قرار بگیرد. هر چند ایدئولوژی مسخ شده ی این آدم، خطرناک و ویران کننده است اما هیچ گاه احساس بدی نیست به او در طول داستان پیدا نمی کنیم و این یعنی روی لبه ی بام حرکت کردن و نیفتادن. مایکل شین که برای ایفای نقش با محدودیت مکانی روبرو بوده و او را فقط روی صندلی شکنجه می بینیم، به خوبی روی لبه ی این بام خطرناک قدم زده است. زیبایی فیلم اینجاست که به طرفین داستان حق می دهد و کسی را مقصر جلوه نمی دهد و اجازه می دهد ما خودمان درباره ی آدم ها تصمیم بگیریم. فیلم روندی یک دست و درگیرکننده را دنبال می کند که بسیار نفس گیر است. با اینکه اکثر صحنه ها را در اتاق شکنجه می گذرانیم، اما ریتم سریع و فراز و نشیب های مناسب داستان باعث می شود هیچگاه خسته نشویم.


  هلن، نقطه ی مقابل اچ، سعی می کند با روشی صلح جویانه از زیر زبان مرد حرف بیرون بکشد ...


ستاره ها:  

نظرات 2 + ارسال نظر
سعید عابدی یکشنبه 11 تیر 1391 ساعت 19:28 http://saeedabedi.mihanblog.com/

هرچقدر ساموئل ال جکسون بازی خوبی دارد در مقابلش کری آن ماوس نقش کلیشه ای و بازی بدی دارد در اوایل فیلم به طور خیلی کلیشه ای وقتی دارد به محل کارش می آید کودکی را در خیابان میبیند و به او لبخند می زند.تا به طرز تابلویی فیلم به تماشاگر بگوید این زن طرف خوب ماجراست .با این اوصاف چهار امتیاز از پنج امتیاز ممکن اندکی به گمانم برای فیلم زیاد باشد .من از ده امتیاز شش بهش دادم

فیلم برای من که جذاب و نفسگیر بود. درباره ی نقش آن ماس هم موافقم. برای همین اشاره ی چندانی در یادداشت به آن نکردم. اما در نهایت این ستاره ها، بیشتر یک بازی بامزه هستند و نه چیز دیگر.

محمد یکشنبه 18 تیر 1391 ساعت 12:18 http://aboutcinema.mihanblog.com/

فیلم بدی نبود ولی عالی هم نبود به نظرم.

من هم البته نگفتم عالی، ولی به اندازه ی "فیلم بدی نبود" هم نمی دانمش! توضیح اینکه: به فیلم هایی که "عالی" باشند چهار و نیم و پنج ستاره می دهم.

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد