سینمای خانگی من

درباره ی فیلم ها و همه ی رویاهای سینمایی

سینمای خانگی من

درباره ی فیلم ها و همه ی رویاهای سینمایی

(( هر چقد کمتر دنبال چیزی باشین، بیشتر بهش می رسین. اگه قراره اتفاقی بیفته، می افته. ))

آل پاچینو


8MM 2

نام فیلم: هشت میلی متری 2

بازیگران: جاناتان چایچ – لوری هیورینگ

نویسنده: روبرت سالیوان براساس داستانی از دیلان تاراسن

کارگردان: جی. اس. کارُن

106 دقیقه؛ محصول آمریکا؛ 2005

 

هوس

 

خلاصه ی داستان: تیش و دیوید که نامزد هستند، برای گذراندن تعطیلات به هتلی می روند و آنجا بر اثر مصرف مواد مخدر، با زنی به رختخواب می روند که روز بعد، برایشان پشیمانی به بار می آورد و این پشیمانی زمانی بیشتر می شود که عکس های آن شب، به دستشان می رسد و متوجه می شوند کسی قصد اخاذی از آن ها را دارد. دیوید که در مرحله ی حساسی از شغلش قرار دارد، سعی می کند به دنبال سر نخ برود ...

 

یادداشت: انتظار نکته ی خاصی را از فیلم نداشته باشید. روایتش صرفاً در جهت غافلگیری پایانی اش است که البته برای کسانی که خوره ی فیلم باشند، شاید کاملاً هم قابل پیش بینی باشد. جستجوی این زوج برای یافتن سر نخ و اتفاقاتی که در طی این مسیر برایشان می افتد، تنها و تنها در جهت همان مسئله است که در بالا اشاره کردم.  

 

از میان دیالوگ ها: تیش: (( خودمم نمی دونم چرا، ولی یه دفه هوس کردم. ))



 می توانید حدس بزنید تمام مشکلات زیر سر کیست؟!!!


ستاره ها: 


از دوستانی که قصد دارند از این یادداشت در سایت و یا وبلاگشان استفاده کنند تقاضا دارم نام این وبلاگ را به عنوان منبع ذکر نمایند.

(( باید تحصیل کنین، شهرتی به هم بزنین، عکستون توی روزنامه چاپ بشه، پول داشته باشین و توی حاشیه ی امنیت قرار بگیرین. برام خیلی سخته که دست به کارایی بزنم که این چیزا در اهدافش گنجونده نشده باشه. ))

فرانسیس فورد کوپولا  

بیداری رویاها

نام فیلم: بیداری رویاها

بازیگران: امین حیایی – هنگامه قاضیانی

نویسنده: محمدرضا گوهری

کارگردان: محمد باشه آهنگر

95 دقیقه؛ محصول ایران؛ سال 1388

 

رویاهایی که بیدار نمی شوند ...

 

خلاصه ی داستان: بعد از گذشت سال ها از جنگ، خبر می رسد که ایوب پارسا، شهید نشده و زنده است. داوود، برادر او که با همسر ایوب یعنی رخشانه، ازدواج کرده، اکنون در برزخ بدی قرار می گیرد. از یک سو خوشحالی از زنده بودن برادر و بازگشت او و از سوی دیگر، فهمیدن این مطلب که اکنون ازدواج او و رخشانه از لحاظ شرعی درست نیست ...

 

یادداشت: "بیداری رویاها" فیلم بی رمقی ست که هیچ احساساتی برنمی انگیزد. داستان با یک موقعیت تقریباً سخت و پیچیده آغاز می شود. کسی که تاکنون فکر می کرده اند، شهید شده، حالا بعد از سال ها بازگشته و این بازگشت، تاثیر مستقیمی بر خانواده اش گذاشته. همه به جای اینکه خوشحال باشند، خودشان را در وضعیتی دشوار می یابند. اما جلوتر که می رویم، این موقعیت دشوار، به راحتی هر چه تمام تر حل می شود و همه به خیر و خوشی می روند سراغ زندگی شان چرا که شهیدِ سابق بر این، خودش را کنار می کشد و اجازه می دهد بقیه زندگی شان را بکنند! اساس دکوپاژ کارگردان بر پلان/ سکانس هایی اغلب طولانی ست که البته این امر به همراه بازی های طبیعی بازیگران، چیز چندانی به کار اضافه نمی کند. کارگردان در خیلی از قسمت ها از این فضای رئالیستی فاصله می گیرد و چنان فضای نمادگرایانه و استلیزه ای به کار غالب می شود که به هیچ شکلی با جو کلی اثر جور در نمی آید. این مشکل، مخصوصاً در نمای پایانی فیلم کاملاً به چشم می آید.


  امین حیایی با آن سبیل خنده دارش، به هیچ عنوان در نقش داوود، باورپذیر نیست ...


ستاره ها:


از دوستانی که قصد دارند از این یادداشت در سایت و یا وبلاگشان استفاده کنند تقاضا دارم نام این وبلاگ را به عنوان منبع ذکر نمایند.

(( همیشه نصیحت پدرمو به کار بستم. اون می گفت اول حرف منو یادت باشه و دوم اینکه به هیچکی تصادفی توهین نکن. پس اگه من به شما توهین می کنم، می تونین مطمئن باشین قصدم توهین بوده. البته نصیحت شماره ی سومی هم داشت؛ اینکه دنبال دردسر نگردم. ))

جان وین

Seconds

نام فیلم: دومی ها

بازیگران: راک هادسن – جان راندولف

نویسندگان: لوئیس جان کارلینو براساس رمانی از دیوید الی

کارگردان: جان فرانکن هایمر

106 دقیقه؛ محصول آمریکا؛ سال 1966

 

تولدی دیگر

 

خلاصه ی داستان: آرتور همیلتون پیرمردی ست که از زندگی کنونی اش خسته شده. روزی دوست قدیمی اش که گمان می بُرد، مُرده، به او زنگ می زند و ادعا می کند زنده است و آدرس شرکتی را به او می دهد که آرتور می تواند در آنجا چهره اش را تغییر بدهد و هویت دیگری پیدا کند ...

 

یادداشت: با به زبان آمدن نام فرانکن هایمر، بی شک فیلم هایی مانند "کاندیدای منچوری"، "پرنده باز آلکاتراز"، "رونین" و "ارتباط فرانسوی" به یادمان خواهد آمد. اصولاً او کارگردانی بود استاد ساخت صحنه های اکشن و پرالتهاب. نمونه ی بی رقیبش، صحنه ی تعقیب و گریز ماشین ها در همین "رونین" است که بعید می دانم هنوز هم همتایی داشته باشد. صحنه هایی که با یک بار دیدن برای همیشه در ذهن خواهند ماند. "دومی ها" در کارنامه ی او کار چندان مهمی نیست همچنان که در زمان ساختش هم نه مورد توجه مخاطبان قرار گرفت و نه منتقدان. مضمون اثر حول این موضوع می چرخد که هیچ انسانی از جایگاهی که دارد راضی نیست و همیشه دوست دارد شخص دیگری باشد و در قالب آدم دیگری زندگی کند. همچنین که برای آرتور همیلتونِ داستان هم چنین اتفاقی می افتد. گارگردانی فرانکن هایمر بیش از خودِ داستان جلب توجه می کند. داستانی که چندان جذاب نیست و با سکته و در برخی موارد هم گنگ روایت می شود.


 تیتراژ خوب فیلم، ما را یاد تیتراژ فوق العاده ی فیلم ضعیف «جزیره دکتر مورو» اثر دیگری از فرانکن هایمر می اندازد.


ستاره ها: 


از دوستانی که قصد دارند از این یادداشت در سایت و یا وبلاگشان استفاده کنند تقاضا دارم نام این وبلاگ را به عنوان منبع ذکر نمایند.

(( کار کردنو دوس دارم، چون یاد می گیرم. دیدم چطوری ستاره های بزرگ ثروتمند می شن و یه شبه به خاک سیاه می شینن، چون قماربازن. اما من پس انداز می کنم. از وضعم راضی ام. گروه بدلکارا و گروه فیلمبرداری مخصوص خودمو دارم. اگه دست از کار بکشم چی به سر اونا می یاد؟ پس باید همیشه مشغول باشم. در ضمن دوس دارم مرتب چیزای جدید یاد بگیرم. وقتی «مرد عنکبوتی» رو دیدم با خودم گفتم خدایا! چطوری این کارو می کنن؟! بعد یه عالم کتاب خریدم تا سر از کارشون در بیارم و تازه فهمیدم که همه ش حقه ی پرده ی آبیه. فکر می کردم نمی تونم با این فوت و فنا کنار بیام اما حالا توی دنیا همه ی کارا با کامپیوتر انجام می شه و من باید همه چیزو یاد بگیرم. پس کار کردن با کامپیوتر رو شروع کردم. وقتی کار تعطیل می شه و همه می رن خونه شون، توی دفترم می مونم و فیلمام رو تماشا می کنم. خیلی چیزا هست که باید یاد بگیرم. هیچ وقت توی کارم متوقف نمی شم چون دقیقاً می دونم چی می خوام. ))

جکی چان

The Woman That Dreamed About a Man

نام فیلم: زنی که رویای مردی را داشت

بازیگران: سونیا ریشتر – مارسین دوروچینسکی

نویسندگان: پر فلای – دورث وارنو هیوج

کارگردان: پر فلای

100 دقیقه؛ محصول دانمارک، نروژ، سوئد، هلند، فرانسه؛ سال 2010

 

میل مبهم دیدن

 

خلاصه ی داستان: کارن که عکاس مدل هاست، در آخرین سفر کاری اش به کشوری دیگر، با مردی مواجه می شود و احساس می کند او مرد رویاهایش است. همین احساس غیرقابل توضیح، او را از همسر و فرزندش دور می کند و به حال و روز بدی می اندازد ...

 

یادداشت: قبلاً هم گفته بودم که در مواجه شدن با برخی فیلم ها هیچ چیز خاصی نمی توان گفت. یعنی می نشینید و فیلم را تا آخر نگاه می کنید. شاید خسته هم نشوید و یا شاید هم بشوید اما بدتان هم نیاید که دیدن را ادامه بدهید تا ببینید بالاخره چه خواهد شد. بهرحال تا آخر، داستان را دنبال می کنید و تیتراژ پایانی که می آید، شما می مانید که باید چه بکنید؛ باید بگویید فیلم خوبی بود یا نه؟ داستان چیزی به شما اضافه نمی کند. گاهی اصلاً داستان خاصی هم در کار نیست. مثل همین فیلم. یک ایده ی یک خطی بدون اوج و فرود. نه نکته ی خاصی در آن وجود دارد و نه چیز دیگری ولی باز هم بدتان نمی آید فیلم را دنبال کنید تا به نتیجه ی نهایی برسید. به اندازه ی همان عشق آتشین و بدون دلیل و منطق کارن به مرد رویاهایش، دیدن این فیلم تا به آخر هم، چندان دلیل و منطقی برنمی تابد. 


          به دنبال مرد رویاهایش ...


ستاره ها: 


از دوستان عزیزی که قصد دارند از این یادداشت در سایت و یا وبلاگشان استفاده کنند تقاضا دارم نام این وبلاگ را به عنوان منبع ذکر نمایند.